عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

650

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

683 من اعمل فكره اصاب جوابه : هر كه فكر خود را به كار اندازد پاسخ ( پرسش ) را درست گويد . 684 من فكّر قبل العمل كثر صوابه : هر كه پيش از كار بينديشد راست رويش بسيار باشد ( جز آنجا كه قضاى خداوندى كار را طورى ديگر خواهد ) . 685 من نصح فى العمل نصحته المجازاة : هر كه در عمل خلوص نيّت داشته باشد پاداش خوب و خالصى خواهد گرفت . 686 من احسن العمل حسنت له المكافاة هر كه كار نيكو كند پاداشش نيكو خواهد بود . 687 من قبل النّصيحة سلم من الفضيحة : هر كه پذيراى پند باشد از رسوائى بر كنار ماند . 688 من غشّ مستشيره سلب تدبيره : هر كه با مشورت كنندهء خود خيانت ورزد تدبيرش از وى گرفته آيد . 689 من ساء تدبيره تعجّل تدميره : هر كه تدبيرش بد باشد هلاكت بسوى وى بشتابد 690 من عمّر دنياه خرّب ماله : هر كه دنياى خود را آباد سازد پايان و آخرت خود را خراب خواهد كرد 691 من صدّق مقاله زاد جلاله : هر كه گفتار خود را راست دارد بزرگيش زياد گردد . 692 من جرى مع الهوى عثر بالرّدى : هر كه بدنبال هوا و هوس روان گردد با خوارى و افتادگى بسر در آيد . 693 من اغترّ بالدّنيا اغتصّ بالمنى : هر كه فريب دنيا را بخورد بوسيلهء آرزوها غصهّ‌دار گردد . 694 من ركب الهوى ادرك العمى : هر كه مركب آرزوها را سوار گردد كورى را دريابد . 695 من اطاع هواه باع آخرته بدنياه : هر كه هواى نفس را اطاعت كند آخرتش را بدنيايش بفروشد . 696 من عصى نصيحة نصر ضدهّ : هر كه پند دهندهء خود را نافرمانى كند دشمن خود را يارى كرده است . 697 من كثر هزله بطل جدهّ : هر كه هزل و مسخرگيش بسيار باشد كوشش او باطل مىشود . 698 من غلب عقله هواه افلح : هر كه عقلش بر هواى نفسش بچربد رستگار است . 699 من غلب هواه عقله افتضح : هر كه هواى نفسش بر عقلش بچربد رسوا شود . 700 من امات شهوته احيى مروتّه : هر كه شهوت خود را بكشد مردانگى خود را زنده ساخته است .